دوشنبه95/3/10ساعت11:47

دوشنبه95/3/10ساعت11:47

یک غذاخوری بین راهی ، بر سردر ورودی اش با خط درشت نوشته بود : 《شما دراین مکان غذا میل بفرمایید ، ما پول آنرا از نوه ی شما دریافت خواهیم کرد !》
راننده ای با خواندن این تابلو ، اتومبیلش را فورا " پارک کرد و وارد رستوران شد و ناهار مفصلی را سفارش داد و نوش جان کرد .بعد از خوردن غذا ، سرش را پایین انداخت که بیرون برود ؛ ولی دید پیش خدمت با صورتحسابی بلند و بالا جلویش سبز شده است . با تعجب پرسید : 《 مگر شما ننوشته اید پو ل غذارا از نوه ی من خواهید گرفت ?! .》پیش خدمت با خنده جواب داد :《چرا قربان ، ما پول غذای امروز شما را ازنوه تان خواهیم گرفت ؛ ولی این صورت حساب مربوط به پدر بزرگ مرحوم شماست
نتیجه:این داستان حقیقتی را در قالب طنز بیان می دارد که کاملا مصداق دارد..

ممکن است ما کارهایی را انجام دهیم که آیندگان مجبور به پرداخت بهای آن باشند.
دیدگاه ها (۴۹)

سه شنبه95/3/11ساعت12:43غروب یک روز بارانی زنگ تلفن به صدا در...

چهارشنبه95/3/12ساعت18:37مردی رفت پیش پزشک خانواده گفت : دکتر...

یکشنبه95/3/9ساعت11:30به بهلول گفتند: می خواهی قاضی شوی؟؟؟گفت...

شنبه95/3/8ساعت10:51پسری که تنها یک دست داشت، عاشق یاد گرفتن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط