چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیایی

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیایی
چه غریبانه غریبانه نوشتم کـه کـجـایی
چه صمیمانه نوشتم که تویی ذوق زبـانم

و تو انگار نه انگار.......
دیدگاه ها (۱)

منم عمق عطش در تب صحرامنم بی سایه ای تنهای تنهانه اشکی تا فر...

خاص باشگاهی خنده کڹ گاهی دعوایم کڹگاهی دوستم نداشته باش اما ...

این ظالمانه است که من اینجا در این دخمه ی تاریک تنهایی را قو...

آزادیصدای شیهه ی اسبی استبر بلندای گستاخ ترینچهره ی عصیانازغ...

نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانیگذر به کوی فلان کن در آن ...

(Just a game?)Part21حالا که مدرسه تموم شده بود تصمیم گرفته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط