نخونده لایک ممنوع،لایکم نکردی نکردی فقط کمی تامل...

نخونده لایک ممنوع،لایکم نکردی نکردی فقط کمی تامل...
شرمنده این پست 18+ هست و کمی شرم آور ولی خیلی دردناکه و خوندنش خالی از لطف نیست. . .
تنه دختر داغ بود!

درد داشت ؛

اما توی دلش آرامش بود ،،،
آرامش اینکه با عشقش خوابیده ! ! !

پسرنفس نفس زنان کنار دختره دراز کشیده بود. . .

دختر پیشونیه پسر رو بوسید ،
و دست لرزونشو به میله تخت گرفت و لبه تخت نشست ! ! !

دختر درد داشت ؛
اما حس خوبی توی دلش بود . . .

دردش روی لباش ، به لبخند تبدیل میشد

دستشو دراز کرد که از روی زمین لباساشو برداره و بپوشه ،،،
که یک دفعه دست پسر رو روی شونش حس کرد . . .

دختر فقط ی جمله شنید ! ! !

کجا لاشی ؟! لباساتو نپوش ،،، رفیقمم هست
نخوندی لایک نکن....


یکی از پسرای خوشگل محلمون بود باخیلی ها رفیق بود

یکی از دخترای همسایمون ب اسم سوگل ک واقعا دختر سرو ساده و خوشگل و خوبی بود عاشقش شد…

حتی دوستای آراد بهش میگفتن بیخیال این دختر... ولی…

روزی که سوگل باگریه جریان و گفت از آراد متنفرشدم(چون اتفاقی که نبایدبین شون میفتاد افتاد)
چند وقت بعدهم از اون محل رفتن...

چند سال بعد آراد رو دیدم با اینکه سنی نداشت اما موهاش سفیدشده بود!!
میگفت ازدواج کردم خدا یه دختر بهم داد...

هفت سالش بود ک دزدیدنش و جنازشو بهمون دادن
هفت نفربهش تجاوز کرده بودن یادم اومد با هفت تا دختر دست نخورده خوابیدم وقتی توی پزشک قانونی لبهای کبود دخترمو دیدم به این فک کردم چقدر لباش شبیه سوگل بود..
ازم پرسید
سوگل کجاس؟!؟!
گفتم شاید بالاتر از قبر دخترت پیداش کنی هفت سال پیش خودش رو کشت....
نکن...
پس فردا بابا میشی مشتی...
آه بےناموســــــــــے مد شده

اینو وقتے فهمــــــــــیدم ڪہ

دخـــــتر بخاطر لایــــــــــڪ لخــــــــــت شــــــــــد

پســــــــــر تو سوالات اولش

سایـــــز سینہ رو پــــــــــرسید

دخــــــــــتر سڪس چت ڪـــــرد

پــــــــــسر ارضا شد

آره بےنامــــــــــوسے مــــــــــد شده اونم تو ڪـــــشورے ڪه اونهمـــــہ

با غیـــــرت رفتن زیر خاڪ بخاطر

نامــــــــــوس
دیدگاه ها (۸)

یـــہ وقـــت زشــــت نبآشــــہ :بــــہ هـــوس یـــہ غـــریــ...

پرسیدند:ماه قشنگتر است یا مادرت.؟گفت: ماه را که میبینم مادر...

سلاااااااااام صبحتون بخیل...

روووووز خوووش دوستان.... ممنونمازاین ک ب پروفم سرمیزنید ب تع...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~انگشت اشاره اش رو آروم سمتش دراز کر...

.قتل.

پارت چهار

پارت ۵ | غریبه‌ی آشناآراد آرام از پله‌ها بالا رفت.هلیا پشت س...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴³. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا چند ثانیه فقط...

I'm not jealous part 31پشت سرش وایستادم و دستمو روی شونه اش ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part65وسطای مراسم بودیم که من دیگه حالم به خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط