لشکر چشم تو بر هستی من تاخت شبی

لشکر چشم تو بر هستی من تاخت شبی
دل من پیش نگاهت سپر انداخت شبی

شاعر سنگدل قصّه‌ی ما عاشق شد
پیش چشمان شما قافیه را باخت شبی

خسته شد بس که برای دگران شعر نوشت
از دل عاشق خود شخصیتی ساخت شبی

راوی قصّه، خودش شخصیت اوّل شد
متن را طرح نویی زد، به تو پرداخت شبی

فاتحانه، نفسی مستِ تماشای تو شد
بر سر قلّه‌ی عشقت عَلم افراخت شبی

بعدها دید کسی در غزلش می‌گرید
منِ دیروزی خود بود که نشناخت شبی...
دیدگاه ها (۱)

دکتر مجتی زارعی رئیس پیشین بسیج اساتید کشور: بعد از سخنان ام...

معرف زن ایرانی اونیه که دو تا دو تا خونه مصادره ای بگیره که ...

#ازدواج💜 بهترین وجود ندارد.در ازدواج به دنبال بهترین نباشیم....

#همسرانهوقتی همیشه به ایرادهایی كه همسرتان دارد، فكر كنید؛ ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط