شالی می بافم از عشق...

شالی می بافم از عشق...

تار و پودش را گره می زنم،
به بنفشه های نازک دیدار...

بهانه میکنم زمستان سوز را،
و گرم... در آغوش دلت،
میگسترم به مهر...

دستانت را چاره ای نیست،
جز نوازش بستر سرماگونه ی احساسم...

دیگر بهانه ها،
سوز زمستان را نوید آغوش دیدار میدهند،

انگار زمستان دلم،
زمزمه میکند،

گرمای بیقرار نگاهت را...
...به عشق...
دیدگاه ها (۱)

شالی می بافم از عشق...تار و پودش را گره می زنم،به بنفشه های ...

شالی می بافم از عشق...تار و پودش را گره می زنم،به بنفشه های ...

بیا برویم...پشت پرچین خیالات دلمانکلبه ای به وسعت اشک پابرجا...

بیا برویم...پشت پرچین خیالات دلمانکلبه ای به وسعت اشک پابرجا...

غزل چشمانت پنجره ای سترو به شمعدانی های نازک احساسمکه تکثیر ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿به کویت با دل شاد آمدمبا چشمِ تر رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط