چه جنگی راه افتاده بین دل و غرور ...

چه جنگی راه افتاده بین دل و غرور ...
دل تو را میخواهد ...
مدام میگوید به دنبالت بیایم ...
و غرور پاهایم را بسته ...
تــو نترس ...
جایت امن است ...
قربانی این جنگ "منـم "
دیدگاه ها (۲)

پارت سوم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد 🎭برگشتم که اعلامی...

🎥 اره اینترنت باز باشه تا تو جوونای مردم و ماموران حافظ امنی...

داستان عاشقانه جدید

پارت: 3 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*نگاهم رو از دست دراز شده‌اش...

سلام کیوتا! میخوام ی رمان کوتاه بنویسم. فقط ی چند پارتیه ک...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p62جیمین لب‌هاش رو روی هم فشار داد. نه بر...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

My Vampire Mate Season 2 part : 90

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط