یه شب تمام قدم هایی که شبها نتونستم بخاطر جنسیتم بزنم

یه شب، تمامِ قدم هایی که شبها نتونستم بخاطر جنسیتم ، بزنم رو،
تلافی میکنم و تا خودِ صبح قدم میزنم.
تا بتونم آزادیِ خیابون ها توی شب رو حس کنم
اقلا؛
دیدگاه ها (۱)

آدما قبل از شناختن من :چرا ساکتی؟ انقد خجالتی نباشآدما بعد ا...

‏یه مدت که از دردات بگذره...‏دوزِ دردا و تلخیا و شکست ها که ...

حال اون مردی رو دارم که یه کلبه داره وسط یه دشتی که پُره از ...

من آسمانِ پر از ابرهای دلگیرماگر تو دلخوری از من، من از خودم...

دیگه.از میگذرد.خبری نیست:هر.غمی که می.آید میماند...!

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆 عشقی بی زباننمیدونم از کجا شروع کنم اما گاهی...

من تورو از همین دور دوست دارم، بدون این که بتونم بغلت کنم، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط