یه شب، تمامِ قدم هایی که شبها نتونستم بخاطر جنسیتم ، بزنم

یه شب، تمامِ قدم هایی که شبها نتونستم بخاطر جنسیتم ، بزنم رو،
تلافی میکنم و تا خودِ صبح قدم میزنم.
تا بتونم آزادیِ خیابون ها توی شب رو حس کنم
اقلا؛
دیدگاه ها (۱)

آدما قبل از شناختن من :چرا ساکتی؟ انقد خجالتی نباشآدما بعد ا...

‏یه مدت که از دردات بگذره...‏دوزِ دردا و تلخیا و شکست ها که ...

حال اون مردی رو دارم که یه کلبه داره وسط یه دشتی که پُره از ...

من آسمانِ پر از ابرهای دلگیرماگر تو دلخوری از من، من از خودم...

تولد مبارک جونگکوکا، امیدوارم یه روز تمام کنسرت هایی که تا ا...

تابستون رو دوست دارم اما دلم پاییزو میخواد با هوای بارونیش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط