زنی را میشناسم عاشق مردیست معمولی تر از همه ی مردان شهرش

زنی را میشناسم عاشق مردیست معمولی تر از همه ی مردانِ شهرش. لب هایش همیشه میخندند چشم هایش برق میزند حرف هایش… آخ که وقتی روبه رویش مینشینی آرزو میکنی کاش لحظه ای جایِ خوشی هایِ کوچکش بودی. زنی را میشناسم دور از هیاهویِ شهر جدا از شلوغی هایِ روزگارانش افسارِ زندگی اش را در دست هایش محکم میگیرد و همه ی خوشبختی هایِ دنیایش را دِرو میکند.

که عاشقِ مردیست که با همه ی وجود دوستش دارد. و خوشبختی اش تنها ثمره یِ عشقِ بی نهایتِشان است. زنی که با وجودِ همه ی ناملایماتِ زندگی اش یک دلگرمیِ عظیم شبیه یک کوه پشتِ تمام روزهای خاکستری اش نقش میگیرد. و او را قوی ترین زنِ دنیا میکند.
دیدگاه ها (۱)

خودت را تمام نکن !!! خودت را تمام نکن … برایِ کسانی که برای ...

اگر کسی را دیدید که از کوچکترین چیزها لذت میبرد، محو طبیعت م...

مردِ عاشق باید رو عشقش غیرت داشته باشه! غیرت ازین جنس که غمِ...

شما زن‌ها را نمی‌شناسید! زن‌ها از همه چیز می‌ترسند… از تنهای...

« اندیشه های ماندگار » ویلیام شکسپیر Shakespeare نمایشگ...

8:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل بعد تمام شدن فی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط