حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمعشون میکنی تو بغلت بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو آب ؛ اما بعضی وقتا یه سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمیتونی پرتشون کنی …
دوستتون دارم رفقا
دیدگاه ها (۵)

اوسی

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆چیفویو☆‌_کیوت و خجالتی ‌...

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

چندپارتی تهیونگ

دارم یجوری حرص میخورم انگار عین موزان بعد سالها تلاش جنگیدن ...

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

سناریو توکیو ریونجرز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط