هیچ کس اشکے براے ما نریخت

هیچ کس اشکے براے ما نریخت
هر کہ با ما بود از ما مے گریخت
 
چند روزے هست حالم دیدنیست‌
حال من از این و آن پرسیدنیست
 
گاه بر روے زمین زل مے زنم
گاه بر حافظ تفال مے زنم
 
حافظ شیراز فالم را گرفت
یک غزل آمد کہ حالم را گرفت
 
ما ز یاران چشم یارے داشتیم
خود غلط بود آنچہ مے پنداشتیم



⇝ ☥ ℳαḩαℜ ☯ ⇜
دیدگاه ها (۳)

غلبه بر تشنگی در ماه مبارک رمضان با توجه به مدت زمان طولانی ...

مادرم کرده سفارش که بگو اول ماهبابی انت و امی یا اباعبداللهب...

گوشه نــدارد که یـکـــ گوشه اش بنشینمـــ ...و نفسی تــازه کن...

ﻭﺳﻌﺖ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ ﻭﺗﻔﮑﺮﺍﺕ ﺍﻭ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط