Under the moonlight

Under the moonlight
p4
+هوفففف
از پشت میز بلند شد.ساعت ۲ بود اما دستاش از بس طرح کشیده بود درد گرفته بودن.خیلی طراحی کرده بود اما فقط دوتا از طرح ها،طرح های مَد نظرش در اومده بودن.کسی بهش نگفته بود که باید چند تا طرح بکشد اما خودش به خودش قول داده بود روزی ۵ تا طرح بکشد.از پنجره بزرگ شیشه یا همون دیوار پشت سرش که کاملا شیشه ای بود،بیرون رو نگاه کرد.هوا ابری بود اما نه برف نه بارون نه چیزی می اومد.به بدنش کش و قوسی داد.از اتاق رفت بیرون و در اتاق رعیسش رو زد.
-بیا تو
+سلام.ظهرتون بخیر.دوتا از طرح ها تکمیله
طرح هارو روی میز گذاشت و بلافاصله جئون طرح هارو برداشت
-اینا خیلی خوبن.کارتو دوست داشتم
+مرسی
از روی ساعت مچی نقره ای رنگ مردانه اش، ساعت رو دید.
-الانم دیگه وقت ناهاره.میای باهم بریم؟
+بله خوشحال میشم
باهم از اتاق خارج شدن.همه بلند شدن چون میدونستن ساعت ۲ هر وقت اقای جئون از اتاقش خارج بشه وقت ناهاره.
+عاممم...برای ناهار باید جایی رفت؟
-طبقه پایین کافه رستوران خود شرکته و کارکن ها ظهر ها اونجا ناهار میخورن.
یکی از کارکن ها که لباس باز و ارایش‌ غلیظی داشت به سمتشون رفت.
؛سلاااممم کوکییی
-بهت گفتم منو اینجوری صدا نزن
؛چراااا
؛ایشون کی باشه که باهاش میری؟
+عااا....کیم هرین هستم
؛اها...خوشم نمیاد کسی دور بر عشقم بگرده هرین جون
-هی میا بهتره منو اینجوری صدا نزنی.من رعیستم نه چیزی بیشتر
؛ولی تو که...
-الانم میخوام برم سر قرار
؛چیی!با کی؟
-هرین بیا بریم
جونگ کوک دسته هرین رو گرفت و انگشتاشو توی انگشتای هرین قفل کرد.سریع از میا دور شدن
+عااامم
-او... ببخشید
+نه اوکی... فقط اون کی بود؟
-یه دختر .ازونایی که هر شب میرن بار و زیر یکی اند.توهم زده من دوسش دارم و هی میاد میچسبه به من
+اها
-میشه جلوش نقش دوست دخترم رو بازی کنی دست از سرم بر داره؟
+خب....باشه
رفتن و سر یه میز نشستن.سفارش غذا رو دادن و براشون آوردن.بعد نیم ساعت که غذاشونو خوردن،بلند شدن که برن.هرین سمت صندوق رفت
-کجا میری؟
+حساب کنم
-نمیخواد.گفتم که مال شرکته
+اها😅
بالا رفتن و هر کدوم به سمت اتاق خودشون رفتن.دوباره نشست و مشغول طراحی شد که بهترین طرح هارو در بیاره...
دیدگاه ها (۶)

Under the moonlight p5ساعت ۵ و نیم بود.بلند شد.لیوان یک بار ...

Under the moonlight p۶گوشی رو با بلوتوث به ماشین وصل کرد.زنگ...

Under the moonlight p3لباس هاشو پوشید.کیفشو برداشت و کلاهشو ...

Under the moonlight p2ساعت ۸ شب بود.هرین و لینا وارد خونشون ...

Love and power ❤️⚡️Part 12مرلین کمی گیج شد...به طرف پسرک که ...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part¹⁵" ...

《 معامله ی عشق 》 پارت ۴ پس خوابیدم .( فردا صبح ) از خواب بلن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط