ما برای زیستن، یک آغوش می‌خواستیم، یک اقلیم پذیرنده و گرم

ما برای زیستن، یک آغوش می‌خواستیم، یک اقلیم پذیرنده و گرم، یک محیط انحصاری و دنج، یک مرز عمیق و عزیز به قاعده‌ی دو بازوی پناه‌دهنده.
ما برای زیستن، عشق می‌خواستیم، چیزی که میان تمام امکان‌ها، یقین باشد و میان تمام شایدها، حتماً!
ما برای زیستن، رفیق می‌خواستیم، کسی که حقیقتا دلسوزترین باشد و عمیقا امن‌ترین باشد و دقیقا قابل اعتمادترین!
ما برای زیستن، دلخوشی می‌خواستیم، تا اگر شبی کنار پنجره‌‌ای ایستادیم و زل زدیم به ساختمان‌های کوتاه و بلندی که زیر نور ضعیف ماه آرام گرفته‌اند، به دلخوشی‌هامان فکر کنیم و لبخند کش‌داری بزنیم و هوای آرامش را عمیقا نفس بکشیم.
ما نیاز داشتیم که شب‌ها آسوده و آرام به خواب برویم و صبح‌ها به شوق اتفاقات خوب بیدار شویم.
ما نیاز داشتیم به‌وقت سردی و بی‌مهریِ روزگار، به گرمیِ آغوش مهربان کسی پناه ببریم.
ما برای زیستن، به چیزهای بیشتری نیاز داشتیم 😑☺‌.


نرگس‌صرافیان‌طوفان

#بغل #غمگین #عشق #زندگی #ناراحت #دپرس #عاشقانه #ویسگون #تاریک #دوست_دارم #دونفره #پاییز #خسته #شادی #خوشحالی #انگیزشی #عاشق #مهربانی #آغوش #محبت #دلخوشی #عید #بهار #نوروز #سال_نو #شمال #دریا
دیدگاه ها (۶۴)

p38

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

نام=)سایه مافیا### پارت سیزدهم: بازیِ بی‌رحمانه‌ی فاصله‌هاسک...

ما برای زیستن، یک آغوش می‌خواستیم، یک اقلیم پذیرنده و گرم، ی...

ما برای زیستن، یک آغوش می‌خواستیم، یک اقلیم پذیرنده و گرم، ی...

ما برای زیستن، عشق می‌خواستیم، چیزی که میان تمام امکان‌ها، ی...

#عاشقانه_های_من#قدیما_یادش_بخیر#دلا_هم_آشیون_بودن#خوشگلا_خوش...

جسارتِ زیستن به کنار، آدم کسی را می‌خواهد که به خاطرش بیشتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط