من از مستي هراسم نيست ،

من از مستي هراسم نيست ،
از آن مستان بی مقدار مي ترسم !
ز عشق هرگز نترسيدم ؛گريزانم از آن عاشق
که يک دل دارد و يکصد هزار دلبر!!
و نام عشق را بر خاک ميمالد
و هر دم در خيال خويش
تمنای نگار تازه ای دارد !!
ز تنهائی مرا پروا نبود هرگز ؛از آن تن ها
که بر تن ميزنند چنگي ز نامردی گريزانم
در اين آشفته بازار رفاقت ها
به دنبال رفيقی ناب ميگردم،
زهی باطل خيالم راکه من مخمور و
اينک در پی يک خواب ميگردم !!!
دیدگاه ها (۳)

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

NHمن از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !ز عش...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !ز عشق ...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !ز عشق ...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !ز عشق ...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !ز عشق ...

من از مستی هراسم نیست،ازآن مستان بی مقدارمی ترسم!زعشق هرگز ن...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم ! ز عشق...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم ! ز عشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط