پیشونی بندها رو با دقت زیر و رو میکرد

پیشونی بندها رو با دقت زیر و رو میکرد
پرسیدم:
"دنبال چی میگردی؟"
گفت:
سربند "یازهرا (س )..."
گفتم : "چه فرقی داره یکیشو بردار ببند دیگه..."
گفت :"نه ...اخه من مادر ندارم..."
😔 😔 😔 😔 😔 😔
#خادم_الشهدا
دیدگاه ها (۳)

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

پارت۴:نمیدونم چقدر گذشته بود ولی با صدای مینهو پشت در اتاق ب...

بازم ایان هستم اومدم مزاحم بشم😵‍💫بچها یه حرومزاده اومده پیوی...

پارت 7رمان ✨عشق مدرسه ای✨ هیونجین: باشه گلم 🎀فیلم ترسناک رو...

پارت 3

﷽🔴یکی از دوستان تعریف کرد:خواب دیدم زمینی حمله کردن تو خیابا...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

ماهِ لورنزو 🌙🥀پارت 3 *لورا*گوشی رو برداشتم و با دستای لرزون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط