بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت صدیک🍷🗡
به دور و برم نگاه کردم
همشون برج ها با خونه های ویلایی گرون قیمت بودن
معلوم بود همشون اینجا پولدارن
طبیعتش ولی خوب بود
پیاده 15 مین راه رفتیم که رسیدم به یه فروشگاه بزرگ
خدارو شکر خون ریزی که داشتم خیلی کم بود
در حد یه قطره
برای همین میتونستم تو فروشگاه خرید کنم
ولی کارتی همراهم نبود
منتظر به کوروش نگاه کردم
سرشو سوالی تکون داد
+چیه؟
لب زدم
_خرید کنیم؟
تک خنده ای کرد
+اوردمت اینجا که خرید کنی دیگه خانوم!
بعد اشاره کرد برم داخل
+بفرما
هرچی از دستم در می اومد برداشتم
انواع خوراکی ها
هرچی که دستم می اومد و برمیداشتم
انگار میخواستم که برشکستش کنم
پارت صدیک🍷🗡
به دور و برم نگاه کردم
همشون برج ها با خونه های ویلایی گرون قیمت بودن
معلوم بود همشون اینجا پولدارن
طبیعتش ولی خوب بود
پیاده 15 مین راه رفتیم که رسیدم به یه فروشگاه بزرگ
خدارو شکر خون ریزی که داشتم خیلی کم بود
در حد یه قطره
برای همین میتونستم تو فروشگاه خرید کنم
ولی کارتی همراهم نبود
منتظر به کوروش نگاه کردم
سرشو سوالی تکون داد
+چیه؟
لب زدم
_خرید کنیم؟
تک خنده ای کرد
+اوردمت اینجا که خرید کنی دیگه خانوم!
بعد اشاره کرد برم داخل
+بفرما
هرچی از دستم در می اومد برداشتم
انواع خوراکی ها
هرچی که دستم می اومد و برمیداشتم
انگار میخواستم که برشکستش کنم
- ۱.۴k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط