بسیار سال ها گذشت

بسیار سال ها گذشت
تا بفهمم
آن که در خیابان می گرید
از آن که در گورستان می گرید
بسیار غمگین تر است

سال ها گذشت و من
از خیابان های بسیار
از گورستان های بسیار
گذشتم
تا فهمیدم
آن که حتی
در خلوت خانه خویش
نمی تواند بگرید
از همه اندوهناک تر است.
دیدگاه ها (۱)

باز جمعه شد..بیچاره جرات آمدن ندارد..از هر طرف لعنت، آه و نف...

دلم خوش بود به احوال پرسی های گاه و بیگاهشکه مثلا؛"سلام ، حا...

داستان کوتاه_بخونید.....نشسته بودیم به تماشای تعزیه ....از ه...

داستان کوتاهتاریک روشنِ صبحه! با صدای مسواک زدنت بیدار می شم...

گل های خاموشpart: 1 ...

خواب رویاییpart : 1ا.ت همیشه فکر میکرد بعضی خواب ها فقط خو...

اگر این نشانه ها را در شریک زندگیتان دیدید شک نکنید که عاشق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط