نام فیک ازدواج سرد

نام فیک ازدواج سرد
پارت یک

جیمین و میونگ، دو نفر که هیچ‌کدام از انتخاب‌هایشان خودشان نبود. هر دو با تصمیمات پدرهایشان به هم وصل شده بودند. ازدواجی که نه علاقه‌ای در آن بود، نه انتخابی از طرف خودشان. جیمین همیشه در دلش احساس می‌کرد چیزی کم است، چیزی که باعث شود این رابطه به معنای واقعی زندگی کند، اما آن چیزی که از دست رفته بود، هیچ‌وقت به او تعلق نداشت.

جیمین اصلاً به میونگ علاقه‌ای نداشت. حتی در طول این دو سال زندگی مشترک، وقتی که شب‌ها به خانه می‌آمد، بیشتر ترجیح می‌داد دیر برسد. چون نمی‌خواست چهره‌ی میونگ را ببیند، نمی‌خواست صدایش را بشنود. هر بار که زودتر از همیشه به خانه می‌رسید، وارد حیاط می‌شد و خود را در دنیای نجاری غرق می‌کرد. صدای چکش بر چوب، برایش تنها راه فرار از دنیای سرد و بی‌روح خانه بود.

میونگ هم هیچ وقت نتوانست به جیمین نزدیک شود. غذاهایی که برای او می‌پخت، همیشه بی‌جواب می‌ماند. جیمین حتی یک بار هم غذای میونگ را نچشید. شاید نمی‌خواست یادآوری کند که این آدمی که کنارش نشسته، برایش هیچ معنایی ندارد. حتی وقتی میونگ در کنار سفره نشسته بود، جیمین ترجیح می‌داد به چیزی دیگر فکر کند، شاید به چوب‌هایی که می‌توانست شکل بدهد، شاید به روزهایی که می‌توانست تنها باشد.

دنیای جیمین پر از سکوت بود. سکوتی که در آن می‌توانست فرار کند. فرار از این زندگی که هیچ وقت خودش آن را نساخته بود.
دیدگاه ها (۰)

پارت 2یک روز صبح، میونگ تصمیم گرفت چیزی متفاوت برای جیمین ان...

پارت 3میونگ که هنوز از شوک رفتار ناگهانی جیمین بیرون نیامده ...

پارت 91خورشید تازه بالا اومده بود. نور کم‌رمق صبحگاهی از پنج...

ااگه مبخوای بدونی چند پارت تا اینجا خوندی استوریمو ببین...شب...

شنیدن عبارت دوستت دارم : برای یک مرد...او را برای مصاف با سخ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

معرفی کتاب شور زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط