نازنینا گوش کن شعر حقیر تازهای است

نازنینا ! گوش کن شعر حقیر تازه‌ای است
در گلوی این نی تنها نفیر تازه‌ای است

شعر می‌گویم به امیدی که می‌دانی خودت
تا به آن مقصد رسم این هم مسیر تازه‌ای است

هرکه می‌بیند مرا احوال پرست می‌شود
نام ما شاید مراعات النظیر تازه‌ای است

من به خود می گویم "او" ؛ او نیز می‌گوید به خود
این زبان اختصاصی را ضمیر تازه‌ای است

هرکه را می بینم اینجا کشته‌ی عشق کسی است
یک بلای دیگر آمد مرگ و میر تازه‌ای است

راه دل‌های گره گیر بدن‌ها بسته است
عشق در این دوره اما دستگیر تازه‌ای است

#آرش_شفاعی
دیدگاه ها (۵)

.من از این صندلی ها خوشم می آیداز این ها کهاسمشان را نمی دان...

زنبوری دچار ...که در تمنایِ شهدِ گُلی لجوجتا پای جان تقلا می...

اندر احوالات من موقع کار:-))

.آخرِ شب هایمانبیشتر به فیلمهای هندی شبیه شده...یک تنه،جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط