50 تومن گذاشتم ته کمد زیرِ لباسام

50 تومن گذاشتم ته کمد زیرِ لباسام

ک یادم بره و بعدا ببینم روحم شاد شه....


الان 6 ماه گذشته، ساعتی نیست که بهش فکر نکنم :|
دیدگاه ها (۶)

╭─── ⋆。°✩°。⋆ ───╮ ♡ پاتریک راست میگه... ♡☆゜・。。・゜゜・。。・゜★₊˚⊹♡ ...

اون اعتمادی که من به تو داشتمهمه یک بار زیر روشد یک بار عوض ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

رمان عشق ممنوع

یون: آره جذابی تو کی هستیلولا: اممم خببب خواهر ناتنی ته هستم...

تو خود منی

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط