باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزل

باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزل
قلمی دست من افتاد به اصرار غزل

مبحث هندسه و یک ورق کاغذ و بعد
محور عشق من و چرخش پرگار غزل....

امشبم دلتنگ شده ام ، نمیدانم
شاید برای تو یا شاید برای
روزهایی که نمی اید
از اینجا صدایت میڪنم..
تو از آنجا بشنو عشقم ، دلتنگم.‎

مبادا امشب دیر کنی،
تمام جانِ من
به همین دیدارهای شبانه اسٺ
رویاهایی که هر شب می بینم
تا زنده بمانم...
دیدگاه ها (۵)

دلنوشتهمیدانم شب است اما من خوابم نمی آید البته دیریست که خو...

همچون کوهی استوار راست قامت و صبور ایستاده ام تو هر چه می ...

مبادا امشب دیر کنی،تمام جانِ منبه همین دیدارهای شبانه اسٺروی...

#روانشناسی_رفتار🍀 من همیشه به بیماران اندوهگین خود می گویم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط