من پر از یاد تو هستم، تومرا یادت نیست

من پر از یاد تو هستم، تومرا یادت نیست
من همانم به تو دل بست، چرا یادت نیست
چه کسی بافته ی موی تو را وا کرده?
من خودم بافته بودم همه را، یادت نیست?
آن خیابان و شباهت به ولی عصر و غروب
سرخی آن گل و گرمای هوا یادت نیست?
عهد بستید که تا صبح قیامت باشید
آن قسمهای دروغین به خدا یادت نیست?
نه تو خود بودی و نه من به مثال خود من
ما دو قو، عاشق و آزاد و رها..یادت نیست?
من به تو خیره شدم ،تو به گل پیرهن ات
گل نیلوفری سربه هوا یادت نیست?
پشت پایت تو که رفتی بدنم بی حس شد
مرده بودم چو درختی سر پا یادت نیست
مو به مو من شب گیسوی ترا یادم هست
تو ولی یک خط از آن خاطره ها یادت نیست
وای از نوع خدا حافظی ات فهمیدم
روزی این تلخ ترین روز خدا یادت نیست
دیدگاه ها (۸)

اگر دنیا خزان گردد... اسیر غم نمیگردمزمین هم آسمان گردد... ا...

در وادی عشق ِ تــو دلم خسته ترین استوای از دل دیوانه که دل ب...

می روی بعد تو پای سفرم می شکند مهره به مهره تمام کمرم می شکن...

وای اگر طغیان ڪند دریای غمهای دلمباز هم ویران شود از غصه دنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط