🎀💕•عشق لجباز•💕🎀

🎀💕•عشق لجباز•💕🎀
#part_5

#طاها
از رفتار رها خیلی ناراحت شدم اخه من که قصد بدی نداشتم فقط خاستم کمکش کنم
از اتاق رها زدم بیرون و رفتم تو حیاط یکم هوا بخورم آروم شم..

#رها
خیلی از طاها ناراحت شدم اخه آدم نباید تو جاهایی که بهش مربوط نیست دخالت کنه که
ولی با خودم میگم شاید قصدش خیر بوده یا هر چی
اه اصن بیخیالش
تو همین فکرا بودم که فریال زنگ زد
فریال دوست قدیمی منه اندازه خواهر نداشتم دوسش دارم🥺♥️
فریال : سلام سلام رها خانم
رها : سلام
فریال : چه پر انرژی😒
رها : حالم خوب نیست فریال
فریال : عع وا چیشده عشقم
رها : بیمارستانم
فریال : چرااااا
قضیه رو براش تعریف کردم
رها : الان حالت چطوره
رها : بهترم فردا مرخص میشم
فریال : اها باشه راستی
رها : جونم
فریال : با بچه ها داریم میریم شمال میای دیگه؟
رها : اوکی نیستم زیاد شما برین خوش باشین
فریال : باشه پس فردا هفت صب دم درتونم
رها : میگم نمیام😑
فریال : میبینمت بای
قطع کرد:/
پووووووف

ادامه دارد ... •📕❤•
دیدگاه ها (۱)

🎀💕•عشق لجباز•💕🎀#part_6 #طاهارفتم تو حیاط نشستم رو یه صندلی ...

رمان خوبع ؟

🎀💕• عشق لجباز •💕🎀 #part_4#رها وای خیلی عصبی بودم ک دوباره گو...

🎀💕• عشق لجباز •💕🎀 #part_3#طاهارها : کی میتونم مرخص شم؟طاها: ...

P15🐣&داداش؟-بیدار شدی پرنسس{موهاشو میزنه کنار}&اوم-حالت خوبه...

پارت ۳میگم داداش یک چیزی بگم ناراحت نمی شی؟-نه بگو قشنگم +من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط