به خدا ای صیادم ، مکن از دام آزادم

به خدا ای صیادم ، مکن از دام آزادم
چو به دامت افتادم ، تن به بلا دادم
منِ بی پروا صیدی عاشق صیادم

ای آنکه نمی روی از یادِ من مبر از یادم
جانا تو اگر ندهی دادِ من که دهد دادم

دور از تو دگر دلِ رسوای خود به که بسپارم
گر شد به فنا زِ تو بنیادِ من زِ تو دل شادم
مگر از خود شرابِ گلگون دهی چو فرهادم

به خدا ای صیادم ، مکن از دام آزادم
چو به دامت افتادم ، تن به بلا دادم
منِ بی پروا صیدی عاشقِ صیادم

پر زدم چون مرغی سویِ تو
دامِ من شد تارِ موی تو
رو به کجا آرم من؟
آن مرغِ گرفتارم من.
کز دامِ تو جان نبرم

لاله یِ این گلزارم
داغی که زِ دوری دارم
زد شعله یِ غم به برم
دیدگاه ها (۱)

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

❤️🍃الغیاث از غمـ هــجران تواے صیـادممن ز فـقدان تـو در دام ب...

ای که رفتی و نرفتی نفسی از یادمخاک پای تو چو گشتم چه دهی بر ...

بردی از یادم دادی بر بادم با یادت شادمدل به تو دادم در دام ا...

بردی از یادم ، دادی بر بادم ، با یادت شادمدل به تو دادم ، در...

ای که رفتی و نرفتی نفسی از یادم ...خاک پای تو چو گشتم ،چه ده...

تا شدم صيد تو آسوده ز هر صيادمواي بر من گر ازين قيد کني آزاد...

آنقدر محو تو بودم که دلم یادم رفتشادی و شور و نشاطِ دل آزادم...

#مولانا مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن جان پی پاره بگیر...

من بمیرم که تو را رنجِ مضاعف دادمعذرِ تقصیر، عزیزم! به خطا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط