دیدم میگن خداخیلی مهربونه

دیدم میگن خداخیلی مهربونه
رفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم بده 5 سال از عمرم کم کن
گفتش:نمیشه
گفتم:ده سال از عمرم کم کن
گفتش:نمیشه
گفتم:پونزده سال ازعمرم کم کن
گفتش:نمیشه
گفتم:خداجون کل عمرمو میدم یک روز زنده بمونم اما کنار اون!!
خدابغضش گرفت و گفت:
لعنت به قانون آدما

""نمیخوادت""

بمیری هم فایده نداره
دیدگاه ها (۱۵)

سلام دوستان عزیزخداروشکر جواب ام آر آیم آومده و پزشکه گفته ف...

سلام دوستانصبح همگی بخیرمنو از دعای خیرتون محروم نکنید

دلم تنگه……..دلم گرفته …………دلم گریه می خواد ……….آری دلم گرفته...

مادرش الزایمر داشت...بهش گفت مادر یه بیماری داری،باید بخاطر ...

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³²(نایون+...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.6کانگ وو:لطفا ترکم...

دیدم میگن خدا خیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ...

دیدم میگن خداخیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ب...

دیدم میگن خداخیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ب...

دیدم میگن خداخیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ب...

دیدم میگن خداخیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ب...

دیدم میگن خداخیلی مهربونهرفتم بهش گفتم:اونی که میخوامش بهم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط