تـاب بنفشه می‌دهد طره مشک ســــای تو
پـــرده غنچـه می‌درد خنــده دلگشـــای تو

ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو

من که ملــول گشتمی از نفس فـــرشتگان
قال و مقـــــال عالمی می‌کشم از برای تو

#حافظ
دیدگاه ها (۳)

‌آن را که غمی چون غمِ من نیست چه داندکز شوق تواَم دیده چه شب...

‌اشک شب و آه سحر، خون دل و سوز جگرترسم که سازد آشکار اســـرا...

‌شب همه بی تو کار منشِکوه به ماه کردن است ... #شهریارشب...

در بیابانی دورکه نروید جز خارکه نخیزد جز مرگکه نجنبد نفسی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط