پشت آن پنجره ی رو به افق

پشت آن پنجره ی رو به افق ،
پشت دروازه ی تردید و خیال

لا به لای تن عریانی بید ،
من در اندیشه ی آنم که تو را

وقت دلتنگی خود دارم و بس

توکجایی اکنون ??
دیدگاه ها (۴)

همنفس ، همنفس ، مشو نزدیک < خنجرم ،‌ آبداده از زهرم اندکی دو...

بنويسيد به ديوار سکوت؛عشق سرمايه هر انسان است؛بنشانيد به لب ...

سراغی از ما نگیری نپرسی که چه حالیمعیبی نداره میدونم باعث ای...

همنفس ، همنفس ، مشو نزدیک < خنجرم ،‌ آبداده از زهرم اندکی دو...

الان از خودت می‌پرسی مگه میشه؟بله میشه خوبَم میشه...وقتی برا...

ئەی قەدەغەترین ئەوینی دونیالای کێ بڵێم بیرم کردوویئەو خۆشتری...

🌱🍒در هیاهو و ازدحام اندیشه های تلخ وغم وُ حسرت نداشتنت قدم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط