شعری از خودم ببخشید یه کم بی وزنه: عمری گنه کردیم و گفتیم

شعری از خودم ببخشید یه کم بی وزنه: عمری گنه کردیم و گفتیم خدا می بخشد
وز نداری ها نالیدیم و گفتیم خدا می بخشد
با چشم و گوش و دست و تن همه کردیم گناه
گفتیم شب قدر میرسد خدا می بخشد
دادیم به جهل خویش دارای هامان به باد
نالیدیم و باز گفتیم خدا می بخشد
به هر سو گشتیم روانه آبادی ویران ساختیم
گفتیم جایزالخطاییم خدا می بخشد
اسراف همه شد سر لوحه کار های ما
گفتیم چرک کف دست است خدا می بخشد
دید من و دید خدا کجا به هم دارند راه
از دید خویش گنه کردم و گفتم خدا می بخشد
هر چه را باد بیاورد گفتیم نیکوست
این عاطلی باطلی را هم خدا می بخشد
کار ما شده خواندن پست های هم
این هماهنگی را هم آیا خدا می بخشد ؟
شده ایم متحد تا بشکنیم دل های هم
به نام حق خویش این را خدا می بخشد
این شعر بی وزن هم از سر بیکاری بود
بیکار و بی عاری را کی خدا می بخشد ؟
دیدگاه ها (۳۲)

شعری از خودم ببخشید یه کم بی وزنه: عمری گنه کردیم و گفتیم خد...

سلام دوستان عزیزدوست خوبمون که عکس پروفشونو گذاشتم تازه اومد...

شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی...

لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّیٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ و...

هی گنه کرديم و گفتيم خدا می بخشد...عذر آورديم و گفتيم خدا می...

داستان مردی که با دو نان خشک ثروتمند شد

🚩 آقایان مسئول، خطبا و مداحان وفاقی و رسانه‌ای‌هایی که مخالف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط