‬: تاخیمه هاراهی نبودمشک روبغل کردم نشد: خواستم علمداری ک

‬: تاخیمه هاراهی نبودمشک روبغل کردم نشد: خواستم علمداری کنم رفتم که برگردم نشدرفتم که برگردم نشد چشمام نمی بینه داداش بدجوری دستام خاکیه خواستم که برگردم نشد.
دیدگاه ها (۴)

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixویوی جونگ کوک :اصلا نمی‌دونست...

سرنوشت پارت(۶)

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

رمان دخت من

مثلا میخواستم شید بزنم به سبک یه بنده خدایی بعد نه تنها مثل ...

ستاره ی من(پارت۵)

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏2●•_ویلیام جیمز موریارتی_توی ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط