شاگرد لوس من

شاگرد لوس من
پارت ۱۰
ته: مروارید هاتو هدر نده عزیزک ام .
کوک: ......
ته: اوه میخوای یکمی تنهات بزارم ؟
کوک: ......
ته: باشه من میرم (در حال پا شدن)
کوک: ن..ه لط..فاً...ن..نر..نرو..ب..بمون .(نه لطفاً نرو بمون)
ته: باشه باشه من اینجام .
کوک: ......
(نکته: ...... یعنی سکوت کرده)
ویو نویسنده؛
جونگکوک کم کم آروم شد و خودش اشک هاش رو پاک کرد و از بغل تهیونگ بیرون اومد و با چشم هایی که درخشان و پف کرده بودن به تهیونگ نگاه کرد انگار خیلی حرف ها میخواست بگه و نمیتونست و میخواست با چشم هاش حرف بزنه .‌
ته: حالت بهتره ؟
کوک: بهم بگو چرا؟ (بغض صگی)
ته: برای چی چرا ؟
کوک: چرا با اینکه میدونی من جفتتم منو نمیپذیری ، هر دومونم خب میدونیم الهه ماه مارو برای هم انتخاب کرده و هردومون گرگ هامون همو میخوان ، ولی تو چرا منو نمیخوای؟!
جونگکوک کم کم حس کرد قلبش درد میکنه و چشم هاشم دوباره تر شدن .
ویو تهیونگ؛
تا میخواستم یچزی بگم یهو دیدم جونگکوک دستشو گذاشت روی قلبش انگار دوباره خیلی ناراحت شده .
نمیتونستم بهش بگم که نمیتونم قبولش کنم چون گرگم قبلا‌ هم آسیب دیده و جفت دوباره نمیخواد با این حرفم فقط بیشتر درد میکشید پس بهتره یه موقع دیگه بهش بگم .
ته: حالت خوبه ، بیا بریم برون یکم قدم بزنیم .
جونگکوک چون چیزی نگفت تهیونگ اروم مچ دستشو گرفت و جوری که اذییت نشه به طرف در هدایتش کرد .
اجوما: پسرم یه صداهایی اومد چیشده؟!
ته: وسایل جونگکوک رو جمع کن و بفرست عمارت کیم .
اجوما: ولی اخه....
ته: اجوما الان وقتش نیست فقط وسایل رو زود بفرست لباس هاشم بفرست .
اجوما: باشه پسرم .
جونگکوک بی توجه به حرف های تهیونگ سمت ماشین رفت و نشست صندلی پشتی .
ته: بیا بشین جلو .
کوک: نمیام .
ته: گفتم بیا نگفتم که انتخاب کن .
کوک: تو کی باشی که من به حرفت گوش کنم ؟! (لج کرده)
ته: من الفاتم پس همین الان بیا بشین جلو .
جونگکوک اومد و نشست صندلی جلو ولی روش رو به طرف پنجره کرد .
انگار یه بچه دو ساله هست که بهش شکلات ندادن و قهره ‌.




خب اینم از این بچه ها شرط هارو زیاد میکنم تا دیر تر برسه خودمم عاف نمیزنم اما فعالیت رو کم میکنم لطفاً ان نزنید 🎀🙏🏻
شرط ها؛
Like:100
Comment:120
Republish:۲۵
#شیپ.فیک.اسمات.تهکوک
دیدگاه ها (۲۴)

شاگرد لوس من پارت 9حدوداً یه ربع میشد که آقای جئون داشت غر م...

شاگرد لوس منپارت 8ویو نویسنده؛رسیدن جلوی عمارت جونگکوک پیاده...

#دوستی_اجباری#پارت_۲۰و خواست تهیونگ رو بزنه که کوک جلوی دستش...

خون آشام تشنه به خون پارت ششم ته یونگ بعد چند دقیقه نگاه کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط