بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۱)

شکفتی چون گل و پژمردی از منخزانم دیدی و آزردی از منبد آوردی ...

ای صبا گر بگذریبر کوی مهرافشان دوستیار ما را گو سلامیدل همیش...

سحر با باد میگفتم: حدیث آرزومندیخطاب آمد: که واثق شوبه الطاف...

تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شودهنوز مهر تو باشد در استخوان ...

«بگذار تا ببوسمت، ای نوشخندِ صبح، بگذار تا بنوشمت، ای چشمه ش...

بیمار خنده های توام، بیشتر بخند! :)❤️لایک و فالو فراموش نشهه...

نسیم خنک جسورانه از بین پنجره بیرون میخزید.بازی با پرده ای ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط