↢ با چشاےِ خیسـ

↢ با چشاےِ خیسـ
↢ دنبالِ سَنگِـ قبرَمـ میگشت⚰
↢ اما یادِش نبود✨
↢ یهـ روزے بہِم گفتـ:😿
↢ گورِتو گم ڪن
@fazghameeeee
دیدگاه ها (۲۳)

ات نشسته بود روی لبهی تخت و چشم دوخته بود به شوگا که رفته بو...

#in_your_eyespart_10۰ویو کایلاچند ثانیه...کوک حتی نفس هم نمی...

تک پارتی از:جیناسم:پس منتظرممدت ها بود جین عاشق دختری شده بو...

سناریو ریندو

پارت ۱: خنده‌هایی که در باد گم شدندخورشیدِ عصر، رنگِ طلاییِ ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت سوم: اعترافِ بی‌محابا و اشغالِ غیرقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط