مسافر

مسافر


قدم را ارام برمیدارم
شاید مسافرم بیایید
شاید صدایی
از ته کوچه بیایید
ارام قدم میگذارم
در کوچه های تنهایی
همدم شده تنها سایه ام
صدایی نیست
جز خس خس ردپایم
صدای خرد شدن برگها زیر پایم
سر ب کجا بگذارم
کجا بروم مسافرم
امدم برای دیدن معشوق
دیدم او خود معشوقی دارد
بهتر است از اینجا بروم
سایه ام پشت سرم بیا
من جز تو کسی را ندارم
دیدگاه ها (۲)

انتظار تکیه بر دیوار منتظرم در کوچه های بی کسی منتظرم انتظار...

خاطرات برگرد دلم تو را میخواهد این عروسک بوی تو را میدهد حتی...

دهه۵۰ و ٦٠:یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتییعنی بوی نون...

بعضی پسرامستی ...با... هستیشکار ...با... نگارناهار ...با... ...

پارت یکپشت در، کسی منتظرم بودباران، آرام و بی‌وقفه روی شیشه‌...

به امید دیدار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط