قدری آهسته...دلم پشت غزل جامانده

قدری آهسته...دلم پشت غزل جامانده
دلِ حساس ،دلِ خسته ،دلِ وامانده

می دوی تند ،جوانی و ندارد نفسی
دلِ از تاب و تب افتاده و تنها مانده

جریان داری و تقدیر و قضا یار تواند
دل من ماهیِ دور از لب دریا مانده

روبروی تو درِ باغ خدا بازاست و ...
دل من دردل خشکیده ی صحرا مانده

قدری آهسته که دیدار تو حتی از دور
دردلم آتش عشقی ست که برپا مانده

قدراین یک غزل ای کاش کنارم باشی
می روی...سخت نگیر...سهم تو- فردا-مانده
دیدگاه ها (۷)

تو که رفتی و شکستی و خرابم کردی.... شده ام حجله گه عشق، تو ن...

برای تویی که قلبت پـاک است... برای تو می نویسم........ برای ...

من روزگار غربتم را دوست دارماین حس و حال و حالتم را دوست دار...

عاشق چون تو شدن لذت دیدن دارداز لب چون عسلت حرف شنیدن داردبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط