friends zone...?
part 1:
شب ساعت 3:33بود،انها روی پشت بام یک ساختمان نشسته بودند و مشغول سیگ....ار کشیدن بودن دست هیون دور شونه ی بیلی و سر بیلی روی شونه ی هیون بود.دود در اطراف آنها پرسه میزد و فضای مه آلود و آرامی برای آنها ایجاد شده بود.
هردو به آسمانی که پر از ستاره بود و هرکدام داستانی پشت خود داشت خیره شده بودند.
هر لحظه ممکن بود پلیس ها از راه برسند،انها همین یک ساعت پیش با ارزش ترین جواهر نیویورک را دز....دیده بودند اما آنها در آرامش کنار یکدیگر بودند
(علامت بیلی+علامت هیون-)
+هیون؟
-جانم؟
+بهتر نیست بریم؟هر لحظه ممکنه پلیسا برسن
هیون لبخند کوچکی زد
-باشه عزیزم،الان می...
حرف هیون با صدای آژیر پلیس قطع شد.انعا با سرعت از جایشان بلند شدند و از ساختمان پایین رفتند هیون اس....لحه اش را از کمربند خود بیرون آورد و همان لحظه که از ساختمان بیرون آمدند هیون به یکی از پلیس ها که دم در ساختمان ایستاده بود شل.....یک کرد.
ادامه دارد...
خوب بود؟نظرتون رو حتما بگید و اگه ایده یا درخواستی ای هم دارین بهم بگین قول میدم بنویسم بوس به کلتونننننن✨✨✨
شب ساعت 3:33بود،انها روی پشت بام یک ساختمان نشسته بودند و مشغول سیگ....ار کشیدن بودن دست هیون دور شونه ی بیلی و سر بیلی روی شونه ی هیون بود.دود در اطراف آنها پرسه میزد و فضای مه آلود و آرامی برای آنها ایجاد شده بود.
هردو به آسمانی که پر از ستاره بود و هرکدام داستانی پشت خود داشت خیره شده بودند.
هر لحظه ممکن بود پلیس ها از راه برسند،انها همین یک ساعت پیش با ارزش ترین جواهر نیویورک را دز....دیده بودند اما آنها در آرامش کنار یکدیگر بودند
(علامت بیلی+علامت هیون-)
+هیون؟
-جانم؟
+بهتر نیست بریم؟هر لحظه ممکنه پلیسا برسن
هیون لبخند کوچکی زد
-باشه عزیزم،الان می...
حرف هیون با صدای آژیر پلیس قطع شد.انعا با سرعت از جایشان بلند شدند و از ساختمان پایین رفتند هیون اس....لحه اش را از کمربند خود بیرون آورد و همان لحظه که از ساختمان بیرون آمدند هیون به یکی از پلیس ها که دم در ساختمان ایستاده بود شل.....یک کرد.
ادامه دارد...
خوب بود؟نظرتون رو حتما بگید و اگه ایده یا درخواستی ای هم دارین بهم بگین قول میدم بنویسم بوس به کلتونننننن✨✨✨
- ۱.۳k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط