غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَم

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَم
من که تا صبحدمان سخت نگهبانِ تواَم

تو بیا لحظه ی بی رنگ مرا رنگین کن
تا سحر رقص کنان لاله ی خندانِ تواَم

شده دریا به خروش و دل تن ها به سکوت
منم آن آب روان، قطره ی بارانِ تواَم

تا به فردا غزل از خاطره ی خون دارم
چشمه ی آتشم و اشکِ فراوانِ تواَم

دلم از غصّه گرفته ست ترا دارم و بس
سر پناهِ منی و دست به دامانِ تواَم

غزلم حوصله ی قصّه ندارم دیگر
آب از سر برود صخره ی پنهانِ تواَم
دیدگاه ها (۶)

برای بودنت میمانم وبرای دیدنت میم...

گویا که جهان بعد تو زیبا شدنی نیست حتی گره اخم خدا واشدنی نی...

به دنبال کسی هستم که دردم را دوا باشدمیان خسته گی هایم صدای ...

ای گل زیبای من ، بسیار می نازم به توعشق من ای بهترین دلدار ،...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که  تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که تا صبحدمان سخت نگهبا...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که  تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که  تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که  تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که  تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که  تا صبحدمان سخت نگهب...

غزلم قهر نکن،من که غزل خوانِ تواَممن که تا صبحدمان سخت نگهب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط