هر چه کردم به خودم کردم و وجدانِ خودم
هر چه کردم به خودم کردم و وجدانِ خودم
پسرِ نوحم و قربانیِ طوفانِ خودم
تک و تنهاتر از آنم که به دادم برسند
آنچنانم که شدم دست به دامانِ خودم
موی تو ریخته بر شانهی تو اما من
شانهام ریخته بر موی پریشانِ خودم
از بهشتی که تو گفتی خبری نیست که نیست
میروم سر بگذارم به بیابانِ خودم
آسمان سرد و هوا سرد و زمین سردتر است
اخوانم که رسیدم به زمستانِ خودم
تو گرفتار خودت هستی و آزادیهات
من گرفتار خودم هستم و زندانِ خودم
شبِ میلادِ منِ بیکس و کار است ولی
باید امشب بروم شامِ غریبانِ خودم
پسرِ نوحم و قربانیِ طوفانِ خودم
تک و تنهاتر از آنم که به دادم برسند
آنچنانم که شدم دست به دامانِ خودم
موی تو ریخته بر شانهی تو اما من
شانهام ریخته بر موی پریشانِ خودم
از بهشتی که تو گفتی خبری نیست که نیست
میروم سر بگذارم به بیابانِ خودم
آسمان سرد و هوا سرد و زمین سردتر است
اخوانم که رسیدم به زمستانِ خودم
تو گرفتار خودت هستی و آزادیهات
من گرفتار خودم هستم و زندانِ خودم
شبِ میلادِ منِ بیکس و کار است ولی
باید امشب بروم شامِ غریبانِ خودم
- ۱.۹k
- ۰۴ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط