‍ ‍ درد دارد عشق، اما دردِ بدتر دوری‌اش

‍ ‍ درد دارد عشق، اما دردِ بدتر دوری‌اش
پیرِ دلتنگی بسوزد، بالاخَص اینجوری‌اش
کار وقتی بیخ پیدا می‌کند مستأصلی
درد دارد این پدیده با تِمِ مجبوری‌اش
حوصله سر می‌رود، بیزار هستی از خودت
از تمامِ عالم و آدم، بهشت و حوری‌اش
شعر می‌گویی کمی با واژه‌ها غُر میزنی
شد نمک بر زخم‌هایت این غزل با شوری‌اش
عکس می‌بینی و پیراهن به چشمت می‌کِشی
صورتت را شب به شب با اشک‌ها می‌شوری‌اش
باد را بو می‌کنی، انگار بویش نیست، نه
باد هم شرمنده شد، می‌پیچد از معذوری‌اش
سر به رویِ دفتر و خودکار هر شب وقتِ خواب
درد دارد عشق اما دردِ بدتر دوری‌اش
دیدگاه ها (۵)

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

درد دارد عشق، اما دردِ بدتر دوری‌اشپیرِ دلتنگی بسوزد، بالاخَ...

عاشقانه

درد دارد عشق، اما دردِ بدتر دوری‌اشپیرِ دلتنگی بسوزد، بالاخَ...

💔دلم تنگ است💔

دلم تنگ است

🍁دلم تنگ است🍁

مثل بیماری که بالاجبار خوابش می بردمرد اگر عاشق شود دشوار خو...

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزارا...

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط