"رفتن" !

"رفتن" !
رفتن که بهانه نمیخواهد ، یک چمدان میخواهد از دلخوریهاى تلنبار شده و گاهى حتى "دلخوشیهاى انکار شده" ...
رفتن که بهانه نمیخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هیچ بى چمدان هم میروى ! "ماندن" !
ماندن اما بهانه مى خواهد ، دستى گرم،نگاهى مهربان،دروغهاى دوست داشتنى،دوستت دارمهایى که مى شنوى اما باور نمى کنى،یک فنجان چاى،یک آهنگ مشترک،خاطرات تلخ و شیرین ...
البته منوط به این که فهمشو داشته باشی!!!
وقتى بخواهى بمانى ، حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم میمانى ...
میمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار مى بینى و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت !
آرى آمدن دلیل مى خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هیچکدام ... !
دیدگاه ها (۵)

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار...

رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار...

"رفتن" که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنب...

"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريها...

“رفتن”رفتن که بهانه نمیخواهدیک چمدان میخواهد از دلخوریهای تل...

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

.....رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخو...

"رفتن"رفتن که بهانه نمیخواهد،یک چمدان میخواهد از دلخوریهای ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط