خدایا....
خدایا....
وقتی تو ازجنس بی نهایتی،
پس من چگونه محدود شوم درخود و دنیای خود؟!
من با تو معنا می یابم و تو امیدمی بخشی به ناامیدی های این روزهایم
و من چنان در این دریای بیکران رحمتت غرق میشوم که تمام ناممکن ها برایم ممکن می شوند و تمام قفلها کلید
و تمام آشوبها ، آرامش
خدایا....
دنیای محدودم را با حضور خودت وسعت ببخش تا بدانم وقتی پابه پای تو قدم بردارم
به آرامشی خواهم رسیدکه دیگر بی قراری ها سهم روزهایم نمی شود
و من می مانم و خدایی که بودنش حال دلم را خوب خوب میکند....
وقتی تو ازجنس بی نهایتی،
پس من چگونه محدود شوم درخود و دنیای خود؟!
من با تو معنا می یابم و تو امیدمی بخشی به ناامیدی های این روزهایم
و من چنان در این دریای بیکران رحمتت غرق میشوم که تمام ناممکن ها برایم ممکن می شوند و تمام قفلها کلید
و تمام آشوبها ، آرامش
خدایا....
دنیای محدودم را با حضور خودت وسعت ببخش تا بدانم وقتی پابه پای تو قدم بردارم
به آرامشی خواهم رسیدکه دیگر بی قراری ها سهم روزهایم نمی شود
و من می مانم و خدایی که بودنش حال دلم را خوب خوب میکند....
- ۲.۵k
- ۱۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط