تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من است

تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من است
با دل من تو بگو حق خودم را چه کنم؟

دل من هر نفس و لحظه فقط با یادت
می شود شاعر و دیوانه و شیدا چه کنم؟

همه را از دل من عشق تو بیرون کرده
مانده ای در دلم اما تک و تنها چه کنم؟

می سپارم به تو این دغدغه ها را ، اما
تو نباشی ، تو بگو ، با غم دنیا چه کنم؟

خسته ام جز تو دگر از همه چیز و همه کس
تو بگو با دل افسرده لبریز تمنا چه کنم،
دیدگاه ها (۱)

آهوی توام ، بره ی بی صبر و قرارمتا کی بنشینم تو بیایی به کن...

عشقمی مامان دوست دارم

تن رابدهی... دل ندهی...

عشق خاله دلم واست یه ذره شده نفسم کاش میشد ببینمت.:'(

سناریو سانزو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط