او نگفت دوستت دارد،

او نگفت دوستت دارد،
اما وقتی سر تا پا از تو خون می‌چکید
در آغوشت گرفت و اهمیتی نداد که لباس تنش سفید بود.
دیدگاه ها (۳)

_تعداد دوستام انگشت شمارن ولی اونا یه چیز دیگن>>>>

_لذت خوابیدن پنجشنبه و چهارشنبه شبا دو برار بیشتر بهم مزه می...

هر وقت يه نفر يه چيزى رو درباره‌ی من يادش میمونه، دلم ميخواد...

به خودم اومدم ديدم زندگی فقط وقتايى كه تو هستی قشنگه.

آمدم بر سر کوهی توضرور است مرا چو از پا بانم با سر می آیم✍️🍃...

میان این همه نیزه که رو به پایین استصدای زینب کبری (س) است م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط