هیزم انبارها می‌شدم

هیزم انبارها می‌شدم
به بوی سرانگشت‌های تو بود،
که جوانه کردم.

چه بود زندگی؟
اگر تو نمی‌رسیدی!
#شمس_لنگرودی
دیدگاه ها (۱)

همه‌سو نظر چو کردی نظری به سوی ما کنسخن سکوت بشنو، دَم آدمی ...

ای زندگی تن و توانم همه توجانی و دلی ای دل و جانم همه توتو ه...

من جوانه گندم کوچکی با حرف های تو رشد کردم می توان عشق را حس...

⁨نبودی لایق عشقم، مصمم زندگی کردم به پایت سوختم؟ اما نه! من ...

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط