‍ ‍

‍ ‍
پلک چشمم که میپرید مادر زبان به دندان میگزید و میگفت:هیسسسس...
چه معنی دارد پلک چشم دختر بپرد...
اما من ته دلم انگار کسی با شیطنت به شیشه ی دلم سنگ میزد و فردای آن روز تو از کوچه ی ما رد میشدی و پلک چشمم آرام میگرفت...
دلم که به هوای تو پر میکشید انگار مرغهای کوچک عشق در حیاط دلم بی ترس از قفس آنقدر میپریدند که از نفس می افتادند و فردای آنروز تو از پشت پنجره ی اتاق کوچکت برای من دست تکان میدادی و دلم آرام میگرفت...
این روزها مدام به سرم میزند از پنجره ی اتاق زیرشیروانی بپرم خدا را چه دیدی شاید فردا در آغوش تو سقوط کنم و برای همیشه آرام شوم...
دیدگاه ها (۱)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁹﴿ویو ات﴾سنگینی عجیبی روی پلک‌هایم حس م...

تکاپو پارت 95:عصر🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند دقیقه بعد...گوشی دیمیتریوس رو...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۹: سکوتِ رضایتاتاق ولیعهد در آرامشی غریب ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 146✦...................

ادامه پارت ۶ وقتی بحث شیرموزها بالا گرفت و همه با هم یکی شدن...

# قولی_که_شکست### پارت ۱صدای آرام و آشنای مادرش، سکوت اتاق ر...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط