مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد

مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد
وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد

#سعدی
دیدگاه ها (۳)

هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیبباشد اندر پرده ب...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

عکس_پس زمینه_موبایل

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط