مست شدم تا به خرابات دوش

مست شدم تا به خرابات دوش
نعره‌زنان رقص‌کنان دردنوش
جوش دلم چون به سر خم رسید
زآتش جوش دلم آمد به جوش
پیر خرابات چو بانگم شنید
گفت درآی ای پسر خرقه‌پوش
گفتمش ای پیر چه دانی مرا
گفت ز خود هیچ مگو شو خموش

🌺 عطار🌺
دیدگاه ها (۱)

ای باخدای سفینه ناي خداتوانمتخواند ن نبي توانمت گفت

‍ #شعر#انتظارجانا ز #فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم #عشق...

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوشدوش با من گفت پنهان کاردان...

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم عشق تو رسوای جهان ...

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوشوز شما پنهان نشاید کرد سر ...

لای لای ای پسر کوچک من دیده بربند که شب آمده است دیده بر بند...

ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجادر رخ مه کجا بود این کر و...

ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجادر رخ مه کجا بود این کر و...

روز شمار عیدالله الاکبر ‌#56روز تاغدیر‌‌‌ ...

❤🐦این تطاول که کشید از غم هجران بلبلتا سراپرده گل نعره زنان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط