عاشق اون روزی ام که..

عاشق اون روزی ام که..
دخترم از مهدکودک بیاد
تندتند سلام کنه
بعد بگه:
فلدا تفلد دوشتمه
یه ذره مکث کنه
بعد موهاشوبکشه
پاهاشو بکوبه زمین و بگه:
حالا چی بپوشم؟
ً
دیدگاه ها (۱)

سه روز از اون شب گذشته. سه روز که توی خونه مثل دو تا غریبه ز...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

پارت نوزدهمصبح زود بود. رزا توی آشپزخونه چای می‌ریخت که ته‌س...

سلام بچه ها.... خب بریم برای معرفی شخصیت ها و خلاصه داستان ج...

پارت ۱۷ : خب فکر کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط