عكاس سر كلاس درس آمده بود تا از بچه هاي كلاس عكس يادگاري

عكاس سر كلاس درس آمده بود تا از بچه هاي كلاس عكس يادگاري بگيرد.معلم هم داشت همه بچه ها را تشويق ميكرد كه دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه كه سالها بعد وقتي همهتون بزرگ شديد به اين عكس نگاه كنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دكتره. يا اون مهرداده، الان وكيله. يكي از بچه ها از ته كلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده
دیدگاه ها (۱)

در بدترین روزها امیدوار باشکه همیشه زیباترین باران از سیاه ت...

تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که،ترازو بر می داری می...

داستان جذاب دختر جوان و مرد بغل دستی نویسنده: قارتال - ۱۳۸۸/...

ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺳﺖﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ...

وقتی معلم زبانته | چندپارتی𝙿𝚊𝚛𝚝𝟷هر روز زیبا تر از دیروز به ا...

وقتی باهم دعوا میکنید اما...¹با صدای بلند بهش گفتی:"برو بابا...

پارت شانزدهم [فصل اول] | شب قبل از آزمون 📚🌙چند روز از اعلام ...

ددی خشن من

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌های کلاس عکس یادگاری بگی...

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگي...

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه های کلاس عکس یادگاری بگی...

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه های کلاس عکس یادگاری بگی...

حاضر جوابی های کودکانه دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط