ساعت ۲ ظهر است و می‌گویم شب بخیر. محل اتصال دست‌هایم درد

ساعت ۲ ظهر است و می‌گویم شب بخیر. محل اتصال دست‌هایم درد می‌کند و زمان جدا شدنشان از تن بعید می‌دانم دیر باشد، تا آن موقع می‌توانم باز هم کلمه نشخوار کنم و خزعبل بنویسم. می‌گویم شب بخیر و می‌گوید لنگ ظهر است.
دیدگاه ها (۱)

به خودت یک فرصت دوباره بده، و کسی رو از صمیم قلب دوست داشته ...

افسردگی از جایی شکل میگیره که دیگه نمیتونی ناراحتیاتو توضیح ...

من یاد گرفتم که عاشق صدای پام بشموقتی از چیزهایی که برای من ...

نیاز دارم مدتی نباشم سفر کنم به جایی که هیچ کسی را نشناسم به...

پارت ۹ راز ستارۀ درخشان

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط