فرض کن به عکــــاس بگــــویم تارهای ســــپید را ســــیاه

فرض کن به عکــــاس بگــــویم تارهای ســــپید را ســــیاه کند و چــــین و چــــروک ها را ماستمالــــی و حــــتی از آن خــــنده ها که دوست داری برایم بکــــارد...!
ولــــی باز هم از نگــــاهم پیداست چــــقدر به نبودنت خــــیره مانده ام...
دیدگاه ها (۱۸)

آدمیزاد است و دلتنگیهایش...هر اندازه هم قلبش سرد باشد و در د...

مادرم نیست

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش دوم _چشمهایم را می‌بندم و...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط