آه

آه
از
آن
معشوق...
.... عاشق
ناشناس


#اقبال_لاهوری
دیدگاه ها (۱)

من پریشان دیده می دوزم بر اوخود نمیدانم که اندوهم ز چیستزیر ...

#رنگ_چشمش_را_چه_میپرسی_ز_منرنگ چشمش کی مرا پا بند کرد#آتشی_ک...

همه ی هستی من آیه ی تاریکیستکه تورادرخودتکرارکنانبه سحرگاه ر...

بعد از آن دیوانگی ها ای دریغباورم ناید که عاشق گشته امگوهری ...

مگرمۍتوان مارا ازشَهادَتترساند ؟!شَهادَتمعشوق ِماستمامانند...

مگر می‌توان مارا از شَهادَت ترساند ؟!شَهادَت معشوق ِماست... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط